هاوارد مارکس، سرمایهگذار و بنیانگذار شرکت Oaktree Capital Management، در تازهترین یادداشت خود درباره یکی از مهمترین ریسکهای بلندمدت اقتصاد آمریکا هشدار داده است: وضعیت مالی دولت و پیامدهای احتمالی آن برای ارزش و اعتبار دلار.
مارکس معتقد است نگرانی اصلی لزوماً بازار سهام یا عملکرد شرکتهای آمریکایی نیست؛ بلکه مسأله مهمتر، روند کسری بودجه و بدهی دولت آمریکا و تأثیر احتمالی آن بر اعتماد جهانی به دلار است.
«کارت اعتباری طلایی» آمریکا
به اعتقاد مارکس، آمریکا طی دهههای گذشته از یک مزیت استثنایی برخوردار بوده است: دلار، ارز ذخیره اصلی جهان است.
او این وضعیت را به داشتن یک «کارت اعتباری طلایی» با سقف اعتباری تقریباً نامحدود تشبیه میکند؛ امتیازی که به آمریکا اجازه داده است با هزینه نسبتاً پایینتری نسبت به بسیاری از کشورها استقراض و کسری بودجه خود را تأمین کند.
اما از نگاه مارکس، مشکل زمانی جدیتر میشود که دولت آمریکا در شرایطی که اقتصاد در وضعیت عادی یا حتی مطلوب قرار دارد، همچنان با کسریهای بسیار بزرگ مواجه باشد.
این موضوع با کسری بودجه در دورههای رکود اقتصادی تفاوت دارد؛ زیرا دولتها معمولاً در زمان رکود برای حمایت از اقتصاد، هزینهها را افزایش میدهند یا مالیاتها را کاهش میدهند.
چرا دلار هنوز جایگزین آسانی ندارد؟
با وجود این نگرانیها، مارکس تأکید میکند که موقعیت دلار همچنان بسیار قدرتمند است.
بر اساس ارقام مورد اشاره او، در سهماهه نخست سال ۲۰۲۶، دلار حدود ۵۷ درصد از ذخایر رسمی ارزی تخصیصیافته جهان را تشکیل میداد. همچنین دلار در سال ۲۰۲۵ در حدود ۸۹ درصد از معاملات بازار جهانی ارز در یک طرف معامله حضور داشت.
یورو دومین ارز ذخیره جهان است و سهم یوان چین از ذخایر رسمی تخصیصیافته، حدود ۲ درصد عنوان شده است.
بنابراین حتی اگر نگرانی درباره سیاست مالی آمریکا افزایش پیدا کند، جایگزین کردن دلار در مقیاس جهانی کار سادهای نیست.
آیا فروش سهام آمریکا مشکل را حل میکند؟
یکی از نکات مهم تحلیل مارکس همینجاست.
فرض کنید سرمایهگذاری نگران وضعیت مالی دولت آمریکا باشد و تصمیم بگیرد سهام آمریکایی خود را بفروشد و پولش را به حساب بانکی، صندوق بازار پول یا اوراق قرضه دلاری منتقل کند.
از دید مارکس، این سرمایهگذار الزاماً از ریسک اصلی خارج نشده است.
چرا؟
چون اگر نگرانی اصلی کاهش ارزش دلار باشد، نگهداری پول در داراییهایی که همچنان بر پایه دلار هستند، سرمایهگذار را همچنان در معرض ریسک کاهش قدرت خرید دلار قرار میدهد.
به همین دلیل، مارکس سه مسیر کلی برای کاهش این نوع ریسک مطرح میکند:
• داراییهایی که با ارزهای دیگر قیمتگذاری میشوند؛
• داراییهای غیرمالی مانند طلا یا املاک خارج از آمریکا؛
• شرکتهای غیرآمریکایی یا برخی داراییهای دیجیتال.
با این حال، او هیچکدام از این گزینهها را یک راهحل ساده و بدون ریسک نمیداند.
مسئله فقط آمریکا نیست
مارکس همزمان به یک نکته مهم دیگر اشاره میکند: خارج شدن از داراییهای آمریکایی لزوماً به معنای ورود به محیطی امنتر نیست.
بسیاری از شرکتهای خارج از آمریکا از نظر اندازه و ظرفیت رشد، قابل مقایسه با بزرگترین شرکتهای آمریکایی نیستند. برخی اقتصادها نیز با مقررات سنگینتر، محیط کسبوکار متفاوت یا ریسکهای سیاسی و اقتصادی بیشتری مواجهاند.
اقتصادهای نوظهور میتوانند رشد سریعتری داشته باشند، اما تحقق این ظرفیت رشد قطعی نیست.
بنابراین از نگاه مارکس، بحث اصلی الزاماً «آمریکا یا خارج از آمریکا» نیست؛ بلکه سرمایهگذار باید بداند دقیقاً در حال مدیریت چه نوع ریسکی است.
ریسک سهام با ریسک دلار یکی نیست
مهمترین بخش تحلیل مارکس را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد:
ریسک یک دارایی با ریسک ارز آن دارایی یکسان نیست.
ممکن است یک شرکت آمریکایی حتی در شرایطی که وضعیت مالی دولت آمریکا رو به وخامت میرود، همچنان رشد کند و سودآوری داشته باشد.
اما سرمایهگذاری که داراییهای دلاری در اختیار دارد، همزمان ممکن است با ریسک دیگری مواجه باشد: کاهش ارزش دلار در برابر سایر ارزها یا کاهش قدرت خرید آن.
از این منظر، فروش سهام آمریکایی و انتقال پول به اوراق قرضه یا حساب بانکی دلاری، الزاماً ریسک مربوط به دلار را حذف نمیکند.
جمعبندی
پیام اصلی مارکس برای سرمایهگذاران، خروج از بازار آمریکا نیست. بحث او پیچیدهتر از این است.
اگر نگرانی سرمایهگذار درباره ارزش شرکتها باشد، یک نوع ریسک مطرح است؛ اما اگر نگرانی درباره مسیر کسری بودجه، بدهی دولت و ارزش آینده دلار باشد، مسئله کاملاً متفاوت خواهد بود.
چالش اصلی این است که زمان و شدت چنین ریسکی قابل پیشبینی دقیق نیست. به همین دلیل، بحث تنوعبخشی به داراییها و توجه همزمان به ریسک بازار و ریسک ارز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در نهایت، پرسش مهم برای سرمایهگذار شاید این نباشد که «آیا باید از بورس آمریکا خارج شد؟» بلکه این باشد که دقیقاً از چه ریسکی میخواهیم محافظت کنیم؟