مقررات جدید OCC و FDIC از ۲ نوامبر ۲۰۲۶ اجرایی میشود و دامنه مداخلات نظارتی در بانکها را به سمت ریسکهای مالی واقعیتر محدود میکند.
نهادهای ناظر بانکی آمریکا در حال تغییر یکی از مفاهیم قدیمی و مبهم در نظام نظارت بانکی هستند؛ مفهومی که سالها بهعنوان مبنایی برای تشخیص «اقدام یا رویه ناامن و ناسالم» در بانکها مورد استفاده قرار میگرفت.
اداره کنترل ارز آمریکا (OCC) و شرکت بیمه سپردههای فدرال (FDIC) در ۲۷ اوت ۲۰۲۶ مقررات نهایی جدیدی را تصویب کردند که برای نخستینبار چارچوب مشخصتری برای مفهوم Unsafe or Unsound Practice ایجاد میکند. این مقررات در اول سپتامبر در Federal Register منتشر شد و از ۲ نوامبر ۲۰۲۶ اجرایی خواهد شد. (OCC.gov)
تعریف جدید چیست؟
بر اساس مقررات جدید، یک اقدام یا رویه زمانی میتواند «ناامن یا ناسالم» تلقی شود که برخلاف استانداردهای پذیرفتهشده مدیریت محتاطانه بانک باشد و ادامه آن احتمالاً:
به شکل معنادار به وضعیت مالی بانک آسیب بزند؛ یا
ریسک قابلتوجهی برای صندوق بیمه سپردههای فدرال ایجاد کند؛ یا
در برخی موارد، قبلاً خسارت مالی قابلتوجهی به بانک وارد کرده باشد.
به این ترتیب، صرف وجود یک ضعف اداری، نقص در مستندسازی یا یک نگرانی کلی درباره اعتبار بانک، بهتنهایی نباید همان وزن یک ریسک مالی واقعی را پیدا کند. OCC تأکید کرده است که تمرکز جدید باید بر سرمایه، کیفیت داراییها، درآمد، نقدینگی و ریسک بازار بانک باشد. (OCC.gov)
یکی از تغییرات مهم این است که ریسک اعتباری یا reputational risk که ارتباطی با وضعیت مالی بانک ندارد، بهتنهایی در تعریف جدید جای نمیگیرد.
«MRA»ها هم محدودتر میشوند
یکی از مهمترین بخشهای مقررات جدید مربوط به ابزاری است که ناظران بانکی تحت عنوان Matter Requiring Attention یا MRA استفاده میکنند.
MRA در واقع یک هشدار رسمی نظارتی به بانک درباره یک ضعف یا مشکل است که میتواند نیازمند اقدام مدیریتی باشد.
بر اساس چارچوب جدید، صدور MRA نیز باید به ریسکهای مالی بااهمیت، احتمال آسیب مالی یا نقض واقعی قوانین بانکی مرتبط باشد. برای ضعفهایی که به این سطح نمیرسند، ناظران همچنان میتوانند از چیزی تحت عنوان Supervisory Observation استفاده کنند؛ اما این نوع تذکر الزام یا انتظار نظارتی مشابه MRA ایجاد نمیکند. (OCC.gov)
این تغییر میتواند برای بانکها اهمیت زیادی داشته باشد؛ زیرا میان یک «تذکر نظارتی» و یک موضوعی که باید در سطح هیأتمدیره پیگیری و اصلاح شود، تفاوت ایجاد میکند.
چرا این تغییر برای صنعت بانکداری مهم است؟
هدف اعلامشده OCC و FDIC این است که ناظران به جای تمرکز بیش از حد بر مسائل اداری، فرایندها و مستندسازی، توجه خود را روی ریسکهایی بگذارند که واقعاً میتوانند به سرمایه و سلامت مالی بانک آسیب بزنند.
OCC همچنین اعلام کرده است که نظارت باید متناسب با اندازه، پیچیدگی، ساختار سرمایه و ریسکهای هر بانک انجام شود. بنابراین یک ضعف مشابه ممکن است در یک بانک بزرگ و پیچیده اهمیت بیشتری نسبت به یک بانک کوچک داشته باشد. (OCC.gov)
از نگاه صنعت بانکداری، این موضوع میتواند به معنای کاهش فشارهای نظارتی و هزینههای تطبیق مقررات در برخی حوزهها باشد.
OCC همزمان اعلام کرده که رویکرد جدید خود را بر سه اصل «تمرکز، تناسب با ریسک و تشدید مرحلهای اقدامات» بنا کرده است. (OCC.gov)
آیا این قانون مستقیماً حساب بانکی مردم را تغییر میدهد؟
خیر، حداقل بهصورت مستقیم.
این مقررات سقف بیمه سپردهها، نرخ بهره حسابها، کارمزدهای بانکی یا شرایط افتتاح حساب را تغییر نمیدهد.
اما اثر غیرمستقیم آن میتواند قابل توجه باشد.
بانکها در آمریکا تحت نظارت مستمر نهادهای فدرال قرار دارند و نحوه تفسیر مقررات توسط ناظران میتواند بر تصمیمهای مدیریتی آنها اثر بگذارد.
اگر بانکها دیگر برای برخی مسائل غیرمالی با همان شدت گذشته تحت فشار نظارتی قرار نگیرند، ممکن است بخشی از اقدامات احتیاطی یا محدودیتهایی که برای کاهش ریسک نظارتی اتخاذ میکردند، کاهش پیدا کند.
در مقابل، منتقدان چنین رویکردی میتوانند استدلال کنند که کاهش دامنه مداخلات ناظران ممکن است شناسایی برخی ریسکهای نوظهور را دشوارتر کند؛ بهخصوص ریسکهایی که هنوز به زیان مالی قابل اندازهگیری تبدیل نشدهاند.
ارتباط این مقررات با «بانکزدایی» و بستن حسابها
این تغییر در چارچوب گستردهتری از سیاستهای دولت آمریکا درباره نحوه برخورد بانکها با مشتریان قرار میگیرد.
در سال ۲۰۲۵، فرمان اجرایی ۱۴۳۳۱ با عنوان Guaranteeing Fair Banking for All Americans صادر شد که بر جلوگیری از محدود کردن دسترسی افراد و کسبوکارهای قانونی به خدمات بانکی به دلیل دیدگاههای سیاسی یا مذهبی یا فعالیتهای قانونی تأکید داشت. (The White House)
با این حال، نباید این دو موضوع را یکی دانست.
مقررات جدید OCC و FDIC اساساً درباره نحوه نظارت و برخورد نهادهای ناظر با بانکها است، نه اینکه بانکها دیگر اختیار بستن حساب مشتریان را نداشته باشند.
بنابراین، برای مشتریان بانک، مهمترین پیام این مقررات این نیست که «بانک دیگر نمیتواند حساب را ببندد»، بلکه این است که چارچوب نظارت فدرال بر بانکها در حال حرکت به سمت تمرکز بیشتر بر ریسک مالی و کاهش اتکا به نگرانیهای غیرمالی است.
یک تغییر مهم در فلسفه نظارت بانکی آمریکا
اهمیت اصلی این مقررات شاید بیش از متن حقوقی آن، در تغییر رویکرد نظارتی باشد.
OCC و FDIC صراحتاً میگویند که هدف آنها ایجاد نظارتی است که ریسکمحورتر، قابل پیشبینیتر و متناسبتر با شرایط هر بانک باشد.
همچنین ناظران موظف شدهاند برای اقدامات خود از «واقعیتهای عینی و استدلال منطقی» استفاده کنند و مبنای شناسایی یک مشکل یا صدور MRA را با بانک در میان بگذارند. (OCC.gov)
جمعبندی
مقررات جدید را میتوان بخشی از روند گستردهتر کاهش بار مقرراتی صنعت بانکداری آمریکا دانست.
برای بانکها، این تغییر میتواند به معنای کاهش برخی فشارهای نظارتی و هزینههای مربوط به موضوعات غیرمالی باشد.
برای مشتریان، اثر آن در کوتاهمدت احتمالاً نامحسوس است؛ اما در بلندمدت میتواند بر نحوه مدیریت ریسک بانکها، سیاستهای داخلی آنها و حتی نحوه برخورد با برخی مسائل مربوط به مشتریان تأثیر بگذارد.
در عین حال، یک سؤال مهم باقی میماند: آیا تمرکز بیشتر بر «خسارت مالی قابل اثبات» باعث میشود نظام بانکی آمریکا کارآمدتر شود، یا اینکه برخی مشکلات قبل از تبدیل شدن به بحران مالی دیرتر شناسایی خواهند شد؟
پاسخ این پرسش احتمالاً پس از اجرای مقررات در ۲ نوامبر ۲۰۲۶ و مشاهده رفتار واقعی بانکها و ناظران روشنتر خواهد شد.