بدهی مارجین سرمایهگذاران آمریکایی پس از رکورد ژوئن اندکی کاهش یافت، اما در آگوست دوباره افزایش پیدا کرد؛ نشانهای که همزمان با رکوردهای بازار سهام و رشد معاملات مرتبط با هوش مصنوعی، توجه سرمایهگذاران را به ریسک اهرم مالی جلب کرده است.
یکی از شاخصهایی که در ماههای اخیر برای ارزیابی میزان ریسک در بازار سهام آمریکا بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته، Margin Debt یا بدهی مارجین است؛ پولی که سرمایهگذاران از کارگزاریها قرض میگیرند تا با استفاده از آن سهام خریداری کنند.
بر اساس دادههای مرتبط با آمار ماهانه FINRA، بدهی مارجین در ژوئن ۲۰۲۶ به حدود ۱.۵۰۲ تریلیون دلار رسید که بالاترین سطح ثبتشده در این دوره بود. این رقم در ژوئیه به حدود ۱.۴۱۷ تریلیون دلار کاهش یافت، اما در آگوست دوباره به حدود ۱.۴۵۴ تریلیون دلار افزایش پیدا کرد. (YCharts)
به این ترتیب، برخلاف سناریویی که در برخی تحلیلها مطرح شده بود، آمار آگوست نشاندهنده دومین کاهش ماهانه متوالی نیست. با این حال، میزان بدهی همچنان حدود ۳۷ درصد بیشتر از یک سال قبل است؛ موضوعی که نشان میدهد استفاده از اهرم در بازار سهام آمریکا همچنان در سطح بالایی قرار دارد. (The Trading Tools)
Margin Debt چیست و چرا اهمیت دارد؟
بدهی مارجین به پولی گفته میشود که سرمایهگذار از کارگزاری قرض میگیرد تا با آن اوراق بهادار خریداری کند.
این ابزار در بازار صعودی میتواند بازده سرمایهگذار را افزایش دهد؛ اما در بازار نزولی، زیان را نیز تشدید میکند.
برای مثال، اگر ارزش سهامی که با پول قرضی خریداری شده کاهش شدیدی پیدا کند، کارگزاری میتواند از سرمایهگذار بخواهد پول یا دارایی بیشتری وارد حساب کند. این وضعیت که به Margin Call معروف است، ممکن است سرمایهگذار را مجبور به فروش سهام در شرایط نامناسب بازار کند.
در نتیجه، فروش اجباری میتواند فشار فروش موجود در بازار را بیشتر کند.
رشد شدید بدهی مارجین؛ نکتهای که بازار را نگران کرده است
دادههای موجود نشان میدهد بدهی مارجین از حدود ۸۵۰.۶ میلیارد دلار در آوریل ۲۰۲۵ به رکورد ۱.۵۰۲ تریلیون دلار در ژوئن ۲۰۲۶ رسید.
یعنی طی این دوره، بدهی مارجین حدود ۷۶ تا ۷۷ درصد افزایش پیدا کرده است. (YCharts)
این رشد بهتنهایی به معنای نزدیک بودن سقوط بازار نیست. زیرا با بزرگتر شدن ارزش بازار سهام، افزایش حجم اعتبار مورد استفاده سرمایهگذاران نیز طبیعی است.
اما سرعت رشد بدهی اهمیت دارد؛ بهخصوص زمانی که همزمان ارزشگذاری سهام و میزان تمرکز سرمایهگذاران در بخشهایی مانند فناوری و هوش مصنوعی نیز افزایش پیدا کرده باشد.
سه دوره تاریخی که توجه تحلیلگران را جلب کرده است
یکی از استدلالهای مطرحشده در تحلیلهای بازار این است که افزایش شدید Margin Debt در گذشته، پیش از چند دوره مهم اصلاح بازار اتفاق افتاده است.
حباب داتکام
در فاصله مارس ۱۹۹۹ تا مارس ۲۰۰۰، بدهی مارجین حدود ۸۰ درصد افزایش یافت. پس از آن حباب شرکتهای اینترنتی ترکید و شاخصهای سهام آمریکا سقوط سنگینی را تجربه کردند.
بحران مالی ۲۰۰۸
بین ژوئن ۲۰۰۶ و ژوئیه ۲۰۰۷ نیز بدهی مارجین حدود ۶۶ درصد افزایش پیدا کرد. پس از آن بحران مالی جهانی آغاز شد و بازار سهام آمریکا سقوط شدیدی را تجربه کرد.
رونق پس از کرونا
در فاصله مارس ۲۰۲۰ تا اکتبر ۲۰۲۱، بدهی مارجین حدود ۹۵ درصد افزایش یافت. پس از آن بازار نزولی سال ۲۰۲۲ شکل گرفت.
با این حال، این مقایسهها باید با احتیاط تفسیر شوند. افزایش بدهی مارجین بهتنهایی نمیتواند زمان وقوع یک سقوط بازار را پیشبینی کند. حتی منابع تحلیلی که این شاخص را بررسی میکنند نیز تأکید دارند که Margin Debt بیشتر یک شاخص برای سنجش میزان اهرم و آسیبپذیری بازار است تا ابزاری برای تعیین زمان دقیق سقف بازار. (The Trading Tools)
یک تفاوت مهم در سال ۲۰۲۶
در شرایط فعلی، بازار فقط با افزایش Margin Debt مواجه نیست.
رشد سهام فناوری و شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی، ارزشگذاریهای بالا و استفاده گستردهتر از ابزارهای اهرمی، مجموعهای از ریسکها را در کنار یکدیگر قرار دادهاند.
از طرف دیگر، افزایش استفاده از ETFهای اهرمی و سایر ابزارهای مشتقه باعث شده است تصویر واقعی اهرم موجود در بازار بزرگتر از چیزی باشد که تنها با Margin Debt اندازهگیری میشود.
به همین دلیل، Margin Debt را بهتر است بهعنوان یکی از شاخصهای ریسک بازار در نظر گرفت، نه بهعنوان یک «چراغ قرمز قطعی» برای سقوط.
آگوست چه پیامی دارد؟
مهمترین نکته در داده جدید این است که بدهی مارجین پس از کاهش ژوئیه، در آگوست دوباره افزایش یافته است.
این موضوع با سناریویی که در متن اولیه گزارش مطرح شده بود، یعنی «دو ماه کاهش متوالی»، تفاوت دارد.
اما در طرف مقابل، سطح بدهی همچنان بسیار بالاست و نسبت به یک سال قبل حدود ۳۷ درصد افزایش نشان میدهد. (The Trading Tools)
در واقع، پیام آمار آگوست بیشتر این است:
اهرم مالی از بازار خارج نشده است.
اگر در ماههای آینده بدهی مارجین دوباره رشد شدیدی داشته باشد، نگرانی درباره افزایش اهرم تقویت خواهد شد. برعکس، کاهش پایدار آن همراه با افزایش موجودی نقد سرمایهگذاران میتواند نشانهای از کاهش استفاده از اعتبار باشد.
چرا سرمایهگذاران باید این موضوع را دنبال کنند؟
در یک بازار بدون اهرم، افت قیمت سهام لزوماً سرمایهگذار را مجبور به فروش نمیکند. سرمایهگذار میتواند صبر کند تا بازار دوباره بهبود پیدا کند.
اما سرمایهگذاری با پول قرضی شرایط متفاوتی ایجاد میکند.
اگر قیمتها به اندازه کافی سقوط کنند، سرمایهگذار ممکن است مجبور شود برای تأمین الزامات حساب، سهام خود را بفروشد. اگر این اتفاق برای تعداد زیادی از سرمایهگذاران همزمان رخ دهد، فروش اجباری میتواند شدت افت بازار را افزایش دهد.
به همین دلیل، افزایش سریع بدهی مارجین در دورهای که بازار در نزدیکی رکوردهای تاریخی قرار دارد، موضوعی است که معاملهگران و تحلیلگران به آن توجه میکنند.
جمعبندی
دادههای جدید هنوز نمیگویند که بازار سهام آمریکا در آستانه سقوط قرار گرفته است.
اما یک واقعیت قابل اندازهگیری وجود دارد: بدهی مارجین در آمریکا همچنان در سطح بسیار بالایی قرار دارد و حدود ۳۷ درصد بالاتر از یک سال قبل است.
رکورد ۱.۵۰۲ تریلیون دلاری ژوئن نیز نشان داد که استفاده از اعتبار در بازار سهام تا چه اندازه افزایش یافته است. کاهش ژوئیه و سپس افزایش دوباره در آگوست نیز نشان میدهد که هنوز نمیتوان از یک روند پایدار کاهش اهرم سخن گفت. (YCharts)
برای سرمایهگذاران، بنابراین مهمتر از تلاش برای پیشبینی «روز سقوط والاستریت»، زیر نظر داشتن سه عامل است:
میزان بدهی مارجین، میزان نقدینگی سرمایهگذاران و تمرکز سرمایه در بخشهایی مانند فناوری و هوش مصنوعی.
ترکیب رشد شدید اهرم با افت ناگهانی بازار میتواند ریسک فروشهای اجباری را افزایش دهد؛ اما خودِ Margin Debt به تنهایی زمان یا قطعی بودن چنین رویدادی را مشخص نمیکند.